دریافت قالب های زیبای رایگان در ثامن تم متن مورد نظر متن مورد نظر
حقوق مدنی
نویسنده F زینلی در جمعه دهم دی 1395 | بدون نظر

اگر قرار شود روزي زمين دامن پرمهرش را كه مهد پرورش بسياري از كاينات است جمع كند و بخشش خويش را از موجودات دريغ ورزد، از سر طمع و خودخواهي چهره نخوت در هم كشد و چنان سرمست شود كه صورت زيباي «وتري الارض خاشعه»[1]به زشتي خست و پليدي بخل مبدل گردد. اگر توده‌هاي سنگين ابر بر فراز آسمان آبي در صدد استكبار برآيند و از بارش قطرات باران بر زمين تشنه دريغ كنند، دريچه‌هاي دل پر مهر و عطوفتشان را بربندند، و طراوت «فاذا انزلنا عليها الماء اهتزت و ربت و انبتت من كل زوج بهيج»[2] موجودات را به نشاط و شادابي نكشانند و اگر بادها كه حاملان بشارت و مناديان بركت‌اند و «يرسل الرياح مبشرات و ليذيقكم من رحمته»[3] را با وزش ملايم خويش زمزمه نكنند و ترنم و نوازش خويش را از طبيعت برگيرند و اميد چشمهاي منتظر و نگران را به يأس و حرمان مبدل سازند و اگر خورشيد جهان افروز چهره پرفروغ «و جعل الشمس ضياء»[4]را كه به زندگي هر جنبنده‌اي نور و گرما مي‌بخشد وهر فجر با لبخندي دلنشين همراه با كارواني از آرزو طلوع مي‌كند و تا افق‌هاي دوردست را روشنايي و صفا مي‌دهد، روزي چهره درهم كشد و با گردن‌فرازي و نگاهي عبوس به طبيعت بنگرد و دامان پرمهر و تلاءلو عشق خويش را به انتها برد و بالاخره اگر درختان سبز، شكوفه‌هاي بهاري، دشتها و سبزه‌زاران، بلبلان نغمه سرا و همه و همة اجزاي طبيعت كه دست محبت و دوستي به هم داده‌اند تا به زندگي ما طراوات بخشند، روزي بخواهند با ما آنگونه عمل كنند كه غالب آدميان در روابط خود با يكديگر عمل مي‌كنند، چه خواهد شد؟!! و چه حادثه‌اي به وقوع مي پيوندد؟ آري شايد اگر زبان به اراده نبود، با نظاره اين همه لطف و مهرورزي به خودي خود لب به ثنا مي‌گشود و هر لحظه هزاران بار به زمزمة «تبارك الذي بيده الملك»[5] او را مي‌ستود. او جزء جزء هستي را درس وفاداري و عشق به خدمت و ملاطفت آموخته و پيوسته خلقتش با رحمت عجين گشته و شراب محبتش ذرات وجود را به مستي ايثار و مهر كشانده، آن‌چنان كه همه و همه از سرصدق و صفا، اخلاص و وفا، همبستگي و وحدت خويش را در رهسپاري قافله هستي به سوي كمال بكار گرفته‌اند

طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir