دریافت قالب های زیبای رایگان در ثامن تم متن مورد نظر متن مورد نظر
حقوق مدنی
نویسنده F زینلی در جمعه هفدهم دی 1395 | بدون نظر

اين نوع بديع از قانونگذاري، از مختصات حقوق خانواده در اسلام است كه شعاع روشن آن در تمامي ابعاد مشهود مي‌باشد. يعني محور و ركن قوانين، عشق، وفاداري، احترام، احسان، تكريم و دوري از نخوت خودمحوري و خودبيني است. لذا به فرزند مي‌فرمايد: «وبالوالدين احسانا»[7]يا «و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا»[8] از سوي ديگر در روابط بين زن و مرد و يا وظايف پدر و مادر نسبت به فرزند، پيوسته توصيه به اغماض، رحمت وگسترش فضيلت به چشم مي‌خورد و اين نحوه قانونگذاري حتي با نوع وضع قوانين در ساير ابعاد زندگي مثل قوانين قضائي يا جزائي يا اقتصادي متفاوت است. مثلاً در مسايل قضايي، عدالت، محور قوانين است يا در امور مالي استرداد حق به ذي حق، بسيار مورد توجه قرار مي‌گيرد و حتي رضايت افراد در بعضي از موارد، ملاك نيست. اما در قوانين مربوط به خانواده قبل از الزام به اجراي قوانين حقوقي، اسلام درصدد ايجاد اعتقاد و انقياد نسبت به قوانين اخلاقي است و اين امر را پشتوانه و ضامن اجراي احكام مي‌داند. لذا صرف التزام ظاهري و اعتباري نسبت به قوانين كافي نيست. بر اين اساس در اين گفتار اگرچه ما درصدد بيان جايگاه حقوقي وظايف زن در خانواده هستيم، اما در اين حوزه هم پشتوانه قوانين را همان راهكارهاي اخلاقي قرار مي‌دهيم و حصارهاي محكم قلعه خانواده را در تعاملات اخلاقي استوار مي بينيم. در گفتار پنجم و ششم از سلسله مقالات گذشته پيرامون گستره وظايف بانو از ديدگاه آيات و روايات به صورت مبسوط پرداختيم. اينك در تتميم آن، در اين قسمت به تحليل وظايف زن در قانون مدني از نظر تمكين و نشوز و يا تخلف زن از وظايفش را از منظر قانون مدني و انطباق بعضي از مفاد قانون فوق را با آيات مورد ارزيابي قرار مي‌دهيم.

فیلم
نویسنده F زینلی در چهارشنبه پانزدهم دی 1395 | بدون نظر

حقوق مدنی
نویسنده F زینلی در چهارشنبه پانزدهم دی 1395 | یک نظر

آري الفباي حقوق خانواده در اسلام برپايه محبت پي‌ريزي شده و چيزي فراتر از عدل و راهكارهاي عقل است. مگر دل مالامال از صفا و عشق بي‌پيرايه مادر را مي توان در بازار حرص و آز معادلات بشري مورد خريد و فروش قرار داد، در اينجا اگر قوانين عادلانه الهي هم به او بگويد تو مي‌تواني فرزندت را از شيره جانت سيراب نسازي، يا در مقابل اين خدمت از پدر فرزندت مزد ستاني، اين حكم اگرچه به ديده عقل مطلوب است، ولي ديده‌دل مادر آن را نمي‌پسندد، يا عرق جبيني را كه پدر در زير مشقت كسب معاش مي‌ريزد و در طوفاني از حوادث زندگي خود را غوطه‌ور مي سازد، بدان اميد كه در ورودش به كانون خانواده دستهاي خسته‌اش آغوش شادمانه فرزندش گردد و لبخند كودكانه او خستگي و رنج را از وجودش بزدايد، اينها در ترازوي كدامين معامله و مبادله قابليت قيمت‌گذاري ظاهري دارد؟ بنياد خانواده فطرتاً بر پايه عواطف و ارزشهاست، لذا راهكارهاي اخلاقي هميشه بهتر از راهكارهاي حقوقي توانسته مشكلات آن را به سامان رساند. از اين روست كه در روش قانونگذاري در اسلام اركان نظام خانواده بر اصولي اخلاقي چون مودت و رحمت، عفو، فضل، اغماض و گذشت، صلح و رعايت مصلحت خانواده، حاكميت صفا و صميميت، احترام و كرامت و .... استوار است و اينها اموري است كه فرايندي برتر از عدل و مساوات و استيفاي حقوق صرف دارد. كلام وحي در اين باب رازها و حكمتهايي مكنون دارد مثلاً در آنجايي هم كه حتي اميدي براي تداوم زندگي نيست و پاي انحلال در ميان مي‌آيد، مي‌فرمايد: ‌«الطلاق مرتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان»[6] اشاره به اينكه در اينجا هم اصل حرمت و كرامت انساني بايستي مورد توجه باشد؛ لذا يا همسر را با شايستگي و معروف بايستي نگه داشت و كانون خانواده را از تزلزل و اضطراب و بي‌حرمتي مصون نمود، يا او را با احسان و رعايت اصول اخلاقي و شؤون انساني رها ساخت. وقتي حكم به هنگام جدايي بر محور احسان است، در حال تداوم زندگي به طريق اولي حفظ اصول اخلاقي روشن است.

حقوق مدنی زنان
نویسنده F زینلی در دوشنبه سیزدهم دی 1395 | بدون نظر

او در دانشگاه هستي، حكمت و لطف، عدالت و رأفت، قانون‌مندي وفضيلت، اغماض و عطوفت را به هم آميخته و هر كدام را در جايگاه والايش، در قلب طبيعت به وديعت نهاده‌است. آنگونه كه ذائقه تمامي كائنات به لذت خدمت و مهرورزي عجين به حلاوت تلاش براي شكوفايي حيات، شيرين گشته است و با شكوه‌تر آن است كه وقتي دست «احسن الخالقين» او سيماي بشر را به «احسن تقويم» ترسيم مي‌نمايد، در عمق وجود او قرارگاهي براي عشق و ايثار مي‌نهد كه آن دل است. همانكه رسالت ظاهريش پالايش تيرگي‌ها است، پالايشي براي دميدن حيات به زندگاني ميلياردها موجود زنده‌اي كه چشم به ايثار و فداكاري او دوخته‌اند. آري دل را مي‌آفريند تا از سويي فرشتگان او مهبطي در زمين داشته باشند و از سوي ديگر پرنده‌هاي محبت و عشق از آن پركشند و به آسمان زيبا و آبي حيات، شكوهي ديگر بخشد و درس محبت و صفا را بين آدميان زمزمه كنند. در برابر اين طايفه، ديگر جنود عقل استدلال كارايي خود را از دست مي‌دهد و در رويارويي با اين مرغان نغمه‌خوان عشق، تاب هماوردي نمي‌آورد. حكايت دل و رمز و راز او با زندگي بشر حقيقتي ديگر است كه با محاسبات و معادلات ظاهري انطباق ندارد. آنگاه كه دل به نور صفا روشن مي‌شود و سليم مي‌گردد، همه چيز را به تسليم مي‌كشاند و همچون دل خليل حتي قهر و سوزندگي آتش در برابر طبيعت پر مهر او سر خضوع مي‌نهد و از در آشتي وارد مي‌شود، تيزي تيغ كه طبيعتش برندگي است در برابر چنين دلي ناتوان مي‌گردد. كانون هستي پايگاه مهرورزي و عشق است و در قلب آن انسان مهرآفرين آفريده شده و خانواده مركز آموزش و تجربه عشق و صفا و صميميت و ايثار و عطوفت است. ادامه دارد.......

عکس
نویسنده F زینلی در یکشنبه دوازدهم دی 1395 | بدون نظر

طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir